تبلیغات
نماز عشق - مطالب امام موسی کاظم (ع)

نماز عشق
نماز درس ولایت و نشانه قدرت اسلام است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو


ثانیه شمار

اوقات شرعی
جعبه حدیث

موضوع: امام موسی کاظم (ع) -

1_4zaoaqu.jpg


بزم عزا به پا کن امشب برای بابا

ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن

موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان

تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان 

درجوارحرم عشق همه خاک شویم

شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت



نوشته شده در شنبه 27 خرداد 1391 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: اطلاعیه -امام موسی کاظم (ع) -

http://www.askquran.ir/gallery/images/12311/1_vafate_20emam_20kazem_20_a_.gif

ام
ــام هــفــتــم عــلیــه الســلام

کیـــســـتـــم مـــن یوســـف زنـــدانـــی آل عبـــایـــــم

هفتمیـــن مسنـــد نشین از بعد خـــتم الانـــبـــیـــایـــم

عصمـــت کبرای حق را زهـــره ی هـــفت آسمـــانـــم

شـــرزه شیـــر بیشـــه ی عشــق علـــی مرتضـــایـــم

وارث صبـــر حســـن آئـــیـــنه ی حســـن جمـــیـــلـــم

چون حسیـــن بن علـــی مست از می قالـــوا بلایــــــم




نوشته شده در سه شنبه 7 تیر 1390 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: نماز -داستان از نماز بزرگان و امامان -نماز امامان و معصومین -امام علی (ع) -امام سجاد(ع) -امام حسن (ع) -امام حسین (ع) -حضرت فاطمه (س) -حضرت محمد (ص) -امام رضا (ع) -تفسیر نماز -امام زمان (ع) -امام صادق (ع) -امام محمد باقر (ع) -حضرت عباس (ع) -امام محمد تقی (ع) -امام علی النقی (ع) -امام موسی کاظم (ع) -امام حسن عسگری (ع) -



نماز پیامبر صلّى الله علیه و آله

1 ـ جابر بن عبدالله : پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله براى خوراك و یا چیز دیگرى ، نماز را به تأخیر نمى انداخت.

2 ـ امام علىّ علیه السّلام : پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله شام و یا چیز دیگرى را بر نماز مقدم نمى داشت و هنگامى كه وقت نماز در مى رسید ، گویا خانواده و دوست را نمى شناسد[1].

3 ـ عائشه: پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله با ما و ما با او گفتگو مى كردیم . هنگام نماز كه مى شد گویا نه او ما را مى شناخته و نه ما او را مى شناختیم.

4 ـ ابن طاووس: نقل شده: هنگامى كه پیامبر صلّى الله علیه و آله به نماز مى ایستاد ، گویا ایشان جامه اى به كنار افكنده بود.

5 ـ ابو [محمّد] عبدالله بن حامد در حالى كه حدیث را به برخى از نیكان مى رساند: پیامبر صلّى الله علیه و آله هرگاه نماز مى خواند، از سینه اش آوایى از خوف ، چون آواز جوشش دیگ شنیده مى شد[2].

6 ـ جعفر بن علىّ قمى: پیامبر هرگاه به نماز مى ایستاد، از ترس خداى متعال، رنگ چهره اش تغییر مى كرد و سینه اش آوایى چون آواز جوشش دیگ داشت.


نوشته شده در چهارشنبه 5 آبان 1389 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: نکات قرآنی -نکات مذهبی -روایت از امامان -زندگی نامه -امام موسی کاظم (ع) -

چهار گل از گلستان مدرسه امام کاظم علیه السلام

امام كاظم

ابن بزیع:

یكى دیگر از اعیان و رجال بزرگ شیعه و از شاگردان مبرز و از روایتگران احادیث اهل بیت مى باشد. نامش محمد بن اسماعیل یكى از علاقمندان اهل بیت است كه هم از امام هفتم و هم از پیشواى هشتم كسب فیض و علم نموده است و طبق امر امام، در تشكیلات و دستگاه بنى عباس هم شغل مهمى برگزیده و یكى از مشاورین خاص حكومت بود.

امام رضا (علیه السلام) به او فرمودند: «در دستگاه‌هاى ادارى ستمگران، كسانى از صلحا و نیكوكاران وجود دارند كه خداوند متعال بلا و آفت را بوسیلهء آنان از اولیاى خود بر مى گرداند، و أمور مسلمانان را با كمك آنان، اصلاح مى كند، افراد با ایمان را از ضرر و گرفتارى نجات مى بخشد. آنان پناه نیازمندان از اهل ایمان هستند». (1)

در دستگاه‌هاى ادارى ستمگران، كسانى از صلحا و نیكوكاران وجود دارند كه خداوند متعال بلا و آفت را بوسیلهء آنان از اولیاى خود بر مى گرداند، و أمور مسلمانان را با كمك آنان، اصلاح مى كند، افراد با ایمان را از ضرر و گرفتارى نجات مى بخشد. آنان پناه نیازمندان از اهل ایمان هستند

مؤمن طاق:

محمد بن على بن نعمان یكى از افاضل شاگردان مكتب تربیتى امام ششم و امام هفتم مى باشد كه در مباحثات اعتقادى و مناظرات كلامى، مهارت و تبحر خاصى داشت و این قبیل مباحث از طرف امام (علیه السلام) به او محول مى گردید.

دفاعیات او از مقام و لایت اهل بیت فراوان صورت گرفته است و گفتگوهاى متعددى با رؤساى ادیان و مذاهب انجام داده است كه در همه پیروزى با او بوده است گویند روزى ابوحنیفه به او گفت: آیا راست است كه تو معتقد به رجعت و بازگشت مجدد هست ؟

گفت: آرى. ابوحنیفه با مسخره و استهزاء گفت: پس پانصد دینار به من قرض بده و هنگام بازگشت مجددا من به تو پرداخت مى نمایم.

امام صادق (علیه السلام) در حق او (هشام )فرمود: «تو در مدافعات خود نسبت به اهل بیت مؤید و منصور از جانب پروردگار عالم هستى»




نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: امام موسی کاظم (ع) -زندگی نامه -

تفسیر قرآن مجید از زبان امام کاظم علیه السلام

شهادت امام موسی كاظم علیه اسلام

امام هفتم، با كلمات حكمت آمیز و بیانات منطقى و عقلى بسیار آموزنده اشتهار دارد سخن معروفى از آن بزرگوار نقل شده است كه مى تواند رأس حكمت شمرد جائى كه به هشام یكى از یاران صمیمى خود مى فرماید: «لو كان فی یدك جوزة و قال الناس: لؤلؤة ما كان ینفعك و أنت تعلم أنها جوزة، و لو كان فی یدك لؤلؤة و قال الناس انها جوزه، ما كان یضرك و انت تعلم انها لؤلؤة».

اگر گردوى در دستت بوده باشد و عموم مردم بگویند لؤلؤ است سودى به حال تو نخواهد داشت در صورتى كه كه تو خود مى دانى آن گردو است و اگر لؤلؤئى در دستت باشد و همهء مردم بگویند: «گردو» است باز زیانى به حالت نخواهد داشت در صورتى كه مى دانى لؤلؤ است». (1)

 

شما مى توانید دختر خود را به ازدواج او (پیامبر) درآورید ولى من شرعا چنین اجازه و رخصتى را ندارم چون او پدر و و الد من است نه پدر و و الد تو

 

هم اكنون چند مورد از تفسیر قرآن مجید آن بزرگوار را مى آوریم:



نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: امام موسی کاظم (ع) -زندگی نامه -

باب الحوائج

دعای عجیب امام کاظم برای شفای درد خلیفه

دعا

 

یکی از خلفای بنی عباس به دل درد شدیدی مبتلا شد. «بختیشوع» که از پزشکان ماهر آن زمان بود، بر بالین او رفت و پس از معاینه، معجونی درست کرد و به خلیفه داد. او خورد، ولی خوب نشد. بختیشوع که ازدرمان او ناامید شده بود گفت: «آنچه مربوط به علم پزشکی بود را انجام دادم، ولی درد تو با این درمانها بهبود نمی‌یابد؛ مگر اینکه شخصی که دعایش مستجاب می‌شود و در پیشگاه خدا مقامی دارد برای تو دعا کند.» خلیفه به یکی از دربانان گفت: «موسی بن جعفر  را به اینجا بیاور.» او رفت و امام علیه السلام را آورد. آن مرد دربان در بین راه دید که امام کاظم علیه السلام مشغول راز و نیاز و دعا کردن است.

در همان لحظه درد خلیفه برطرف شد و او شفا یافت. خلیفه پس از بهبودی، امام کاظم علیه السلام را به حق جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله قسم داد تا بداند آن حضرت چه دعایی برایش کرده است. امام فرمود: «گفتم خدایا! همان گونه که نتیجه ذلت بار گناه را به خلیفه نشان دادی، نتیجه عزت بخش اطاعت مرا نیز به او نشان بده».

 




نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: امام موسی کاظم (ع) -

جام محبت

امام موسی کاظم علیہ السلام

روزگاری است که من طالب دلدار شدم

رهــرو مــخـلــص آن قافـله سالار شدم

هـمــچو مجنون دل افکار به امـید وصال

والــه پـیــچ و خــم کـــوچـه و بازار شدم

غــرقــه در کــوثــر عشق ازلــی گردیدم

هـفــت تــکـبـیـر زدم وز هـمـه بیزار شدم

عـنــدلـیــب سـحرم تــا کـه سرایم غزلی

راهــی روضــه خــضـــراء و چـمنزار شدم

هـفـتـمـیـن اخـتـر تــابـان سماوات وجود

مـتـجـلــی شــد و مـن پـاک ز پـنــدار شدم

کـنـج زنــدان بـــلا خــلــوت اسرارش بود

نــوحـه گـر گــشتــم و هم لاعن جبار شدم

کاظمین قبله دلهای نژند است و پریــش

تــن رهــا کــردم و مـشـتـاق سر دار شدم

درس آزادی و آزادگــی و عــــز و شــرف

از وی آمـوخــتــم و در صف احــرار شــــدم

پــرتـــو موعــظه‌اش جان مرا روشن کرد

خــواب غــفــلــت گــذرانـیـدم و بـیـدار شدم

هـر دو عــالم ثـمـن بـخس گل رویش باد

گــریه و آه ز هـجـــرانــــش خــریــدار شدم

بــا تـن پـاک وی آن زهـر جفا چونان کرد

آه از ســــــوز دل آوردم و بــیــــدار شـــــدم

تا که اوصاف کـمالش به دل من ره یافت

فــاش گویــم کــه بـه سوداش گرفتار شدم

تـا ورا یــافـتـم، آن واسطه فیض و کمال

در رهش یکسره من بی سر و دستار شدم

(صبحی) از جام محبت بچشید و بسرود

ایــن غــزل، کــز نـفـسـش غالیه گفتار شدم

 

 

سروده احمد بهشتی



نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: روایت از امامان -امام موسی کاظم (ع) -مطلب جالب و خواندنی از قرآن -

حضرت امام موسی کاظم علیہ السلام

 

لاتَمْنِحُوا الْجُهّالَ الْحِکْمَةَ فَتَظْلِمُوها، وَ لا تَمْنَعُوها أهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ.

حکمت را به افراد نادان نیاموزید؛ زیرا به آن ستم می‌کنید و از اهلش دریغ ندارید که به آن ستم روا داشته‌اید.

 

عَلَیْکَ بِالرِّفْقِ، فَأِنَّ یُمْنٌ وَ الرِّفْقَ شَوْمٌ اِنَّ الرِّفْقَ وَ الْبَّرَ و حُسْنَ الْخَلْقَ یَعمُرُ الدِّیارَ وَ یَزِیدُ فِی ‌الرِّزْق.

نرم‌خو و ملایم باش؛ زیرا نرمش، نیکو و کج‌خلقى، شوم و مذموم است، به‌درستی‌که نرمش و نیکوکاری و خوش‌اخلاقى، خانه را آباد می‌کند و بر روزی می‌افزاید.

 

فضلُ یُتَقَرَّبُ به العبدُ الی‌اللهِ بعدَ المعرفة بِه الصلاةٌ و برُّ الوالدینِ و ترکُ الحسِد و العجبِ و الفخر.

برترین چیزی‌که بنده به‌وسیله آن به خداوند نزدیک می‌شود، پس از شناخت خدا نماز و نیکی به پدر و مادر و ترک حسد و خودپسندی و تکبر است.

 

من لَمْ یَکنْ لهُ من نفسِهِ واعظٌ تَمَکَن منهُ عَدّوهُ.

هرکس در وجودش پنددهنده‌ای نداشته باشد، دشمنش بر او مسلط می‌شود.

 

اذا وَعَدتُمُ الصبیانَ فَفوا لهم، فاِنّهم یَرَونُ اَنَکم الذین ترزقونهم، انّ الله عزوجلَ لیس یغضِبُ یشیءِ کغضبه النّساء و الصبیان.

وقتی به کودکان وعده‌ای دادید، وفا کنید؛ زیرا می‌پندارند شما روزی‌دهنده‌آنها هستید. خداوند برای هیچ‌چیز به اندازه تجاوز به حقوق زنان و کودکان خشمگین نمی‌شود.




نوشته شده در دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی

معرفی و دانلود کتاب

امام موسی کاظم

 

به نام خداوند تبارک و تعالی

کاربران و دوستان محترم وبلاگ نماز عشق سلام

میلاد حضرت موسی بن جعفر الکاظم علیه السلام بر شما مبارک باشد. به شاد باش این روز گرامی خواستم هدیه‌ای تقدیم شما کنم؛ یک دوست ! بله، یار مهربان و دانا و خوش بیان؛ کتاب.

 

برای شما کتاب «‌چهل داستان و چهل حدیث از امام موسى كاظم علیه السلام» نوشته‌ی آقای "عبداللّه صالحى" را که مناسب امروز است، پیشکش آورده‌ام.

 

این کتاب چنانکه از نامش پیداست، به بیان چهل ماجرا از دوران آن حضرت پرداخته و در خاتمه خواننده را بر خوان پر نعمت فرمایشات ایشان میهمان می‌کند.

نویسنده محترم در مقدمه کتاب چنین می‌گوید:

نوشتارى كه در اختیار شما خواننده گرامى قرار دارد برگرفته شده است از زندگى سراسر آموزنده نهمین ستاره فروزنده و پیشواى بشریّت و حجّت خداوند، براى هدایت بندگان .

آن شخصیّت ممتاز و برگزیده حقّ، تبارك و تعالى كه مخزن اءسرار و معارف الهى بود؛ و همچون دیگر اهل بیت عصمت و طهارت جامع كمالات و نیز معصوم از هر گونه خطا و اشتباه بود.

آن حضرت تا مرحله‌اى محبوب خداوند متعال و مقرّب درگاهش قرار گرفت كه لقب "باب الحوائج إ لى اللّه" را در بین ائمّه اطهار علیهم السلام به خود اختصاص داد.

و آن حضرت در زمان خویش ، بین گروه ها و احزاب محور حقّ قرار گرفت .

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله ضمن بشارت بر ولادت حیات بخش ‍ او؛ و این كه او هفتمین خلیفه و حجّت بر حقّ خداوند مى باشد، فرمود:

"خداوند متعال نطفه او را مبارك براى امّت و تزكیه شده قرار داد؛ و او وسیله رحمت و بركت براى شیعیان و دوستان خودمى باشد، خداوند او را در عرش ‍ برین ، موسى نام نهاد. و هركس به او متوسّل شود و او را وسیله درگاه الهى قرار دهد حوائج و خواسته هایش برآورده خواهد شد؛ و روز قیامت از شفاعت حضرتش ‍ برخوردار و در جوار او محشور مى گردد".

احادیث قدسیّه و روایات متعدّد در منقبت و عظمت آن امام مظلوم ، با سندهاى متعدّد، در كتابهاى مختلف وارد شده است .

و این مختصر، قطره ای از اقیانوس بى‌كران فضائل و مناقب و كرامات آن امام والامقام مى‌باشد.

كه برگزیده و گلچینى است از ده‌ها كتاب معتبر، كه در جهتهاى مختلف عقیدتى ، سیاسى ، عبادى ، اقتصادى ،

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

 فرهنگى ، اجتماعى ، اخلاقى ، تربیتى و... خواهد بود.

 

به امید آنکه از از خواندن آن بهرمند شوید

دانلود کتاب «‌چهل داستان و چهل حدیث از امام موسى كاظم»


 





نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: امام موسی کاظم (ع) -زندگی نامه -

امام کاظم علیه السلام می فرماید: " به راستی که با ارزش ترین مردم کسی است که دنیا را برای خود مقامی نداند، بدانید بهای تن شما مردم ، جز بهشت نیست ، آن را جز بدان نفروشید."



صلابت در سیره امام كاظم( ع )

هفتم صفرسال 128ه.ق  روز ولادت هفتمین ستاره آسمان امامت ، حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام است . برای شناخت بیشتراین امام همام ، به بیان بخشهایی از زندگی ایشان می پردازیم.


1- امام كاظم(ع)

و قیام فخ قیام و نهضت"فخ"كه در نتیجه ی ستمِبسیار دستگاه خلافت ‏به‏علویان و شیعیان رخ داد. با پیشواى هفتم بى‏ارتباط نبود ؛ زیرا آن حضرت نه تنها از آغاز تا تشكیل نهضت از آن اطلاع داشت ‏بلكه با رهبر آن(حسین ، شهیدِ فخ) نیز در تماس و ارتباط بود. امام ‏هنگامى كه احساس كرد حسین در تصمیم خود براى مبارزه با دستگاه ‏ستم پیشه استوار است، به او فرمود: «گرچه شهید خواهى شداما‏همچنان درجهاد و پیكار كوشا باش. این گروه(عباسیان) مردمى پلید وبدكارند كه اظهار ایمان مى‏كنند ولى در باطن ایمان و اعتقادى‏ ندارند. من دراین راه پاداش شما را از خداى بزرگ مى‏خواهم . » (1)

هادى عباسى كه مى‏دانست قیام فخبا صلاحدیدامام‏ كاظم(ع) صورت گرفته است، امام را به قتل تهدید كرد و گفت: به‏خدا سوگند، حسین به دستور موسى بن جعفر بر ضد من قیام و از او پیروى كرده ؛ زیرا پیشواى این خاندان، كسى جز موسى بن جعفرنیست. خدا مرا بكشد، اگر او را زنده بگذارم. (2)





نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: زندگی نامه -امام موسی کاظم (ع) -

از بارزترین نكات دردناك در زندگانى امام كاظم علیه السلام، زندانى شدن هاى مكرر و طولانى آن حضرت در عصر هارون الرشید است. آنچه مى‏خوانید، مطلبى در این باره است‏ كه از كتاب « سیره رسول الله و اهل بیته‏» جلد دوم صفحه 382 به بعد براى خوانندگان كوثر ترجمه شده است. كتاب یاد شده، كارى است گروهى از«موسسه البلاغ‏»، كه از سوى معاونت فرهنگى «مجمع جهانى اهل بیت‏» منتشر شده ‏است.


هراس حكومت هارون

امام كاظم(ع) در شرایط دشوار حكومت عباسیان ‏مى‏زیست كه دستگیرى و آزار هواداران اهل بیت، سیاست رایج ‏خلفا بود و طبیعى بود كه آن حضرت نیز، از سوى هارون‏الرشید، دچار زندان و شكنجه گردد.

به گواهى تاریخ، امام موسى بن جعفر(ع) ، قربانى بیم و هراسى شد كه هارون نسبت ‏به از دست دادن حكومت ‏خویش داشت، نیز قربانى سخن‏ چینى‏ها و گزارش هاى دروغ‏ بدخواهان و متملقان گردید.

به نقل برخى مورخان، سبب آمدن موسى بن جعفر(ع) به بغداد، آن بود كه‏هارون‏الرشید مى‏خواست‏ خلافت را براى پسرش «محمد امین‏» استوار سازد.

در سال‏179 به حج رفت و به همه نواحى فرمان صادر كرد و به همه فقیهان،عالمان، قاریان و امیران دستور داد كه در موسم حج در مكه حضور یابند و خود، راه مدینه را در پیش گرفت.

از جمله كسانى كه نسبت ‏به امام كاظم، سخن چینى مى‏كرد، یحیى بن خالد ( وزیرهارون) بود و این سعایت را از طریق جعفر بن محمد اشعث انجام مى‏داد. به هارون‏ گفت: من پیشتر از اخبار جعفر و مذهب او به تو مى‏گفتم و نمى‏پذیرفتى، اینك این ‏خبر را بشنو كه:




نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: زندگی نامه -امام موسی کاظم (ع) -


امام او را مى‏شناسد

هر كس به كارى مشغول است. یكى خشت مى‏آورد و دیگرى دیوار مى‏چیند و البته چند روزى است كه تازه واردى نیز به آنها پیوسته است .

تازه ‏وارد بالاى نردبان است كه امام كاظم (ع) وارد آنجا مى‏شود . مدتى به این طرف و آن طرف نگاه مى‏كند و چشمش كه به تازه‏ وارد مى‏افتد، خنده‏اى مهمان لبانش مى‏شود؛ صدا مى‏زند: " بكار قمى، پایین بیا"

همه كارگران دست از كار مى‏كشند . باز هم جلوه‏اى دیگر . همه در حیرت هستند و تازه ‏وارد را نگاه مى‏كنند .

بكار از همان بالا چند لحظه‏اى به امام خیره مى‏شود. مثل این كه خودش هم باور نمى‏كند كه امام او را مى‏شناسد . با عجله از پله‏ها پایین مى‏آید، پایش چند بار از روى پله سُر مى‏خورد اما هر طور كه هست دست و پایش را جمع مى‏كند. از روى پله‏هاى آخر هم پایین مى‏پرد و دوان دوان به سوى امام مى‏رود .




نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: زندگی نامه -امام موسی کاظم (ع) -

برف هاى تردید آب شد

رهنمودهاى آگاهى‏ بخش

پرورش‏ یافتگان

مرواریدها

جویبارهاى خونین

با طلوع خورشید ولایت در طلیعه هفتمین روز از ماه صفر، در روستاى «ابواء»، شعف و سرور بر سرزمین حجاز حاكم شد.

مادرش، حمیده، خادمه‏اى از شمال آفریقا بود كه در نزد حضرت امام صادق(ع) مقامى والا داشت.

امام صادق(ع) به همراه خانواده‏اش در حال بازگشت از مكه بود كه سومین پسر آن حضرت پا به عرصه گیتى نهاد. نام آن مولود پاك را موسى گذاشتند. (1)

امام صادق(ع) نگاهى پدرانه به سیماى نورانى فرزند سومش انداخت، آنگاه به سوى مسلمانانى كه در سفر حج آن امام همام را همراهى مى‏كردند، بازگشت و فرمود: خداوند امروز پسرى به من عنایت فرمود كه بهترین مردم زمان خود و پیشواى آینده شما خواهد بود. (2)

برف هاى تردید آب شد

تا آن روز كه اسماعیل - بزرگترین فرزند امام صادق(ع) - در قید حیات بود، گروهى از اصحاب تصور مى‏كردند، رهبرى آینده شیعیان از آن او خواهد بود اما وى، در جوانى و در زمان حیات پدر بزرگوارش دار فانى را وداع گفت. امام صادق(ع)، به یاران وفات او را خبر داد، حتى جنازه‏اش را به اصحاب و برخى بزرگان شیعه نشان داد، تا ریشه عقیده‏اى موهوم، و تصورى غیر واقعى بخشكد، با این حال عده‏اى با انگیزه مهدویت اسماعیل و یا بهانه‏هاى دیگر فرقه‏اى به نام باطنیه، یا اسماعیلیه، را در تاریخ تشیع پدید آوردند كه مسیرى انحرافى از صراط مستقیم عترت پیامبر بود.


نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: امام موسی کاظم (ع) -زندگی نامه -


امام موسى بن جعفر(ع) همان راه  و روشى را ادامه داد كه امام صادق(ع) در روبرو شدن با اجتماع، بر محور عمل و برنامه ‏ریزى اتخاذ كرده بود.


 محوراول:

برنامه ‏ریزى فكرى  و آگاهى دادن عقیدتى و چاره‏ گرى در روبرو شدن با عقاید منحرف و انگیزه‏ها و  وا پس گرائیهاى شعوبى و نژاد پرستى ‏و عقاید مختلف دینى.

از خطرنا كترین این تبلیغات زهر آگین، تبلیغ افكار الحادى  و كفرآمیز بود كه تزریق زهر آن با فعالیت و گسترش در دلهاى نوجوانان مسلمان سرازیر شده بود. موضع امام موسى(ع) در برابر این تبلیغات، آن بود كه با دلایل ‏استوار در برابر آن بایستد و با پوچى و بی مایگى آن به معارضه برخیزد و دورى ‏آن را از منطق و واقعیت توضیح دهد و عیوب آن را  بازگوید تا آنجا كه گروهى ‏انبوه از پیروان آن عقاید به اشتباه خود و فساد خط مشى اتخاذى خویش اعتراف ‏كردند و به این جهت جنبش امام درخشندگى یافت و قدرت علمى آن حركت ‏منتشر گردید و به گوشها در رسید. چندان كه گروهى بزرگ از مسلمانان پیروى ‏آن كردند و آن را پذیرفتند و این امر بر مسئولان حكومت گران آمد و با آنان با شدت و فشار و شكنجه رفتار كردند و در زمینه‏هاى عقیدتى آنان را از گفتگو باز داشتند و امام موسى(ع) ناچار شد به هشام(یكى از اصحاب خود) فرستاده‏اى گسیل دارد و او را هشدار دهد تا به علت ‏خطرهاى موجود از سخن ‏گفتن خود دارى كند و هشام تا مرگ مهدى خلیفه از سخن گفتن خود دارى كرد. (1)




نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
موضوع: زندگی نامه -امام موسی کاظم (ع) -داستان از نماز بزرگان و امامان -مطلب جالب و خواندنی از قرآن -

ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثنی عشر (ع) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلی میان مكه و مدینه) به روز یكشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد.

 

چگونگی به امامت رسیدن آن حضرت:
در زمان حیات امام صادق (ع) كسانی از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولی كسانی مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده ای چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام می دانند و همینطور به ترتیب و به تفضیلی كه در كتب اسماعیلیه مذكور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت كه بعضی او را عبدالله افطحمی دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعای امامت كرد و برخی نیز از او پیروی كردند اما چون ضعف دعوی و دانش او را دیدند روی از او برتافتند و فقط عده قلیلی از او پیروی كردند كه فطحیه موسوم هستند.

ـ برادر دیگر امام موسی كاظم (ع) اسحق كه برادر تنی آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسی كاظم (ع) را قبول داشت و حتی از پدرش روایت می كرد كه او تصریح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردی سخی و شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسیع امام موسی كاظم (ع) بقدری بارز و روشن بود كه اكثریت شیعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیاری از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفی و معاذین كثیر و صغوان جمال و یعقوب سراج نص صریح امامت حضرت امام موسی الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روایت كردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اكثریت شیعه مسجل گردید.


نوشته شده در یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رسول توسلی آشتیانی
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin