نماز عشق
نماز درس ولایت و نشانه قدرت اسلام است.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو


ثانیه شمار

اوقات شرعی
جعبه حدیث

موضوع: آشنایی با نماز -نکاتی از نهج البلاغه -

در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد

                                                        حالتى رفت که محراب به فریاد آمد 

نهج البلاغه امیرالمومنین

نخستین نمازگزار

سخن از راز نماز در نهج البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهى با على علیه السلام، پیشواى عظیم الشأن ما و گوینده نهج البلاغه است، که یکى از جالب‏ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل مى‏دهد. نماز، نخستین حکم الهى بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحى، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحى الهى، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، براى دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبى از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.



نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 توسط رسول توسلی
موضوع: نکات قرآنی -نکاتی از نهج البلاغه -


http://www.mawsoah.org/IMG/B27.GIF
پس آنچه در ادامه بیان می شود، سیمایی کلی از مالیات و مالیات دهندگان در نهج البلاغه می باشد.
    اما قبل از آنکه نظرات امام علی(ع) را در باب مالیات بیان کنیم، به این نکته اشاره داشته باشیم که امام(ع) در خلال نامه های خویش بدین نکته توجه داشته و سخنان و رهنمودهای گهرباری را بیان کرده اند.
    بی شک امام علی(ع) نه تنها در بعد عبادی و معنوی انسانی بسیار والا است، بلکه در امور اجتماعی نیز از یک نوع علم الهی برخوردار است؛ چنانچه این دانایی بسیار بالا را می توان از رهنمودهایی اجتماعی و اقتصادی ایشان به خوبی استنباط کرد. پس از این رهاورد و در یک دید کلی می توان امر مربوط به مالیات را به شرح ذیل بیان کرد:
    الف) جایگاه مالیات در یک جامعه اسلامی
    بدون شک آنچه به یک جامعه اسلامی قوام و دوام می دهد، در کنار مسائل عقیدتی و معنوی، مسئله اقتصادی است. پس در یک جامعه اسلامی که از زور و غارت خبری نیست و افراد با خواست و اراده خود قسمتی از اموال خویش را به حاکم اسلامی می بخشند، امر مالیات یک امر حساس و مهم تلقی می شود. پس به همین دلیل امام علی(ع) در کنار برشمردن راه های تقویت یک جامعه اسلامی به امر مالیات هم اشاره می کنند:
    “امور مردم جز با سپاهیان استوار نمی گردد و پایداری سپاهیان جز به خراج و مالیات رعیت انجام نمی شود که با آن برای جهاد با دشمن تقویت گردند و برای اصلاح امور خویش به آن تکیه کنند و نیازمندی های خود را برطرف سازند.”(1)
    ب) سیمای مالیات گیرندگان
    حال که سخن از اهمیت مالیات به میان آمد و اینکه مالیات دهندگان مال خود را با رضا و اراده می دهند، مسئله و خصوصیت گیرندگان مالیات هم مهم است. چنانچه این قبیل افراد باید مومن، دیندار و خداترس باشند تا مبادا کوچکترین اشکالی در کار ایشان پدید آید. پس بی دلیل نیست که امام علی(ع) هنگام نوشتن نامه به مخنف بن سلیم، فرماندار اصفهان در سال 36 ه-ق سیمای مالیات گیرندگان را چنین توصیف می کند:
    “بدان! برای تو در این زکاتی که جمع می کنی، سهمی معین و حقی روشن است و شریکانی از مستمندان و ضعیفان داری. همانگونه که ما حق تو را می دهیم. تو هم باید نسبت به حقوق آنان وفادار باشی و اگر چنین نکنی در روز رستاخیز بیش از همه دشمن داری.”(2)


نوشته شده در پنجشنبه 1 بهمن 1388 توسط رسول توسلی
موضوع: نکات قرآنی -نکاتی از نهج البلاغه -

در نمازم خم ابروى تو با یاد آمد

نهج البلاغه

نهج البلاغه

حالتى رفت که محراب به فریاد آمد

نخستین نمازگزار

سخن از راز نماز در نهج البلاغه و رابطه این فریضه بزرگ الهى با على علیه السلام، پیشواى عظیم الشأن ما و گوینده نهج البلاغه است، که یکى از جالب‏ترین مباحث این کتاب با عظمت را تشکیل مى‏دهد. نماز، نخستین حکم الهى بود که چند روز پس از بعثت پیغمبر خاتم، حضرت محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله و سلم توسط جبرئیل امین از جانب خداوند صادر گردید و پیغمبر با تعلیم پیک وحى، آن را معمول داشت. بدین گونه که پیک وحى الهى، جبرئیل امین، چند روز بعد از آن که پیغمبر به مقام نبوّت رسید، براى دومین بار بر آن حضرت نازل گردید و آبى از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و نماز گزاردن و رکوع و سجود را به پیغمبر آموخت.

بنا بر این، نماز این فریضه بزرگ الهى و عالیترین فرمان خداوند عالم که بهترین حالت یک انسان با ایمان و بنده خدا در پیشگاه الهى است، نوبر احکام اسلام است و از همین‏جا نیز باید قدر آن را دانست و به اهمیت آن پى برد.

نکته جالب توجه اینست که پس از پیغمبر، نخستین کسى که از مردان آن را به پا داشت على علیه السلام و آنهم در سن نه سالگى بود که در خانه پیغمبر به سر مى‏برد و چون پیغمبر وضو گرفت او نیز وضو گرفت و همین که رسول خدا به نماز ایستاد، آن وجود مقدس هم در آن سن و سال، پشت پیغمبر (ص) خدا ایستاد و در پشت سر على علیه السلام هم تنها خدیجه بود که به عنوان اولین زن به نماز ایستاد و باپیغمبر (ص) نماز جماعت گزاردند. و اولین اقامه نماز، هم به جماعت بود، جماعتى این چنین که پیغمبر (ص) در جلو و على پسر بچه نه ساله در پشت سر آن حضرت و خدیجه، همسر پیغمبر در پشت سر على (ع). مى‏بینید که على علیه السلام سراینده نهج البلاغه، چه رابطه‏اى با نماز، این دستور عالى آسمانى دارد که شش سال پیش از بلوغ و قبل از همه، آن هم در پشت سر پیغمبر (ص) و براى نخستین بار به عنوان وظیفه دینى که پیغمبر ختمى مرتبت از جانب خداوند مأمور به انجام آن شده است، آن را معمول داشت. پس على علیه السلام نخستین نمازگزار اسلام است (مابقی در ادامه مطلب)


نوشته شده در چهارشنبه 30 دی 1388 توسط رسول توسلی
موضوع: نکات قرآنی -نکاتی از نهج البلاغه -
http://www.imamali.com/images/imamali11.jpg

بیگانگی اجانب با نهج البلا غه چندان عجیب نیست عجیب این است که نهج البلا غه در دیار خودش در میان شیعیان غریب و تنهاست همچنان که خود علی غریب و تنها بود.
«استاد مطهری»

«مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را»
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را»
نهج البلا غه مجموعه ای است از سخنان، کلمات قصارونامه های حضرت علی(ع) که نصیحت ها، وصیت ها و پند ها را در بر می گیرد. در اینجا نمونه هایی از سخنان حضرت علی(ع) مبنی بر دیدگاه آن حضرت نسبت به دنیا را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

1- نکوهش

چگونه بودن دنیا و بر حذرداشتن از آن:
«ما اصف من دار اولها عنا» و آخر ها ننا» ما فی حلا لهاحساب، وفی حرامها عقاب.(خطبه 81) »
« چه بگویم درباره سرایی، که آغازش رنج است و پایانش زوال وفنا. حلا لش را حساب است و حرامش را عقاب. هرکه برای به چنگ آوردنش تلا ش کند، بدان دست نیابد و آنکه از تلا ش باز ایستد، دنیا خود به  اوروی نهد»
شرح و تفسیر:
در این خطبه مسلم است که مقصود حضرت علی(ع) از دنیا خود جهان طبیعت با آن همه  قوانین و شگفتیها و عظمت هایش که نمایشگر قدرت و مشیت و حکمت بالغه خداوندی است، نمی باشد. همچنین مقصود از انسان«آن چنان که هست» نیست. بلکه مقصودحضرت امیر المومنین ارتباط حیات طبیعی محض انسانی است بارویه محسوسی از عالم طبیعت اکنون می پردازیم به توصیفات دنیا از دیدگاه آن حضرت:
1- آغازش مشقت.
2-پایانش فنا»
1- آغاز این دنیا توام با مشقت است: چگونگی رشد حیات در جنین و ورود کودک به این دنیا، که از ناتوان ترین نوزادان جانداران است. نه آگاهی دارد نه اختیار و نه حتی قدرتی که درکوچکترین مساله با آن ابراز احساسات نماید. تدریجا دوران آگاهی ابتدایی او فرا می رسد، در زیر رگبار «بکن و مکن» «باید ونباید»، «می شود و نمی شود» دست و پا می زند. این اوامر دستورات سدهای پولا دینی در برابر اجرای «می خواهم های» خام و ابتدایی اش جلوه می کند و آزادی در اجرای «میخواهم هایش» را مختل می سازد.
دوران جوانی فرا می رسد. در این دوران انسان می تواند اما نمی داند و هنگامیکه دوران دانستنش فرامی رسد، توانستنش روبه زوال و فنا رفته است. این است آغاز ورود به صحنه حیات طبیعی محض دررویه محسوس عالم طبیعت.
2- پایان ارتباط حیات طبیعی بارویه محسوس عالم طبیعت، فناوزوال است:
این مساله را به وضوح در آیه زیر می توان مشاهده کرد.
«کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون»(عنکبوت آیه 57)  
هر نفسی شربت مرگ را خواهد چشید و سپس به سوی مارجوع خواهد کرد.
تکیه براختر شبگرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ربود و کمر کیخسرو
(حافظ)
«در حلا لش حساب و در حرامش عقاب»
در قسمتی دیگر از این خطبه به این مساله برمی خوریم. این مساله که بشر در آینده روزی را برای بررسی زندگیش خواهد دید که معاد نامیده می شود، تردیدی نیست و آنچه که مورد نظر است، موضوعاتی است که انسان ها درباره آنها مسوول واقع خواهند گشت، می توان گفت: با نظر به مجموعه آیات قرآنی و روایات معتبر این مساله ثابت است که همه حرکات انسان در زندگی دنیوی خواه تصرف در اموال باشد و خواه اعمال غیرمالی، همه و همه، در روز قیامت به او نشان داده خواهند شد.
«ان الینا ایابهم. ثم ان علینا حسابهم» (غاشیه آیه 25)
«البته برگشت آنان به سوی ماست. و قطعا برماست که درباه آنان محاسبه نمائیم.»
«ونضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا  تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبه من خردل اتینابها و کفی بنا حاسبین» (انبیا» آیه 47)
«و ما برای روز قیامت موازین عدالت را برمی نهیم، برای هیچ کسی درباره هیچ چیزی ستم نخواهد شد و اگر کردار انسان به اندازه وزن دانه ای خردل بوده، آن را به حساب خواهیم آورد.»
از این آیه برمی آید: هر چه که انسان در این دنیا برای زندگی مطابق فرمان الهی از خدا گرفته مسوول بوده و روز قیامت درباه آن محاسبه خواهد شد.




نوشته شده در سه شنبه 29 دی 1388 توسط رسول توسلی
موضوع: نکاتی از نهج البلاغه -


 الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا  الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

 معنی:

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.



نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان 1388 توسط رسول توسلی
مقام معظم رهبری

درباره سایت
موضوعات
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin